تا آخر شب کانال تلویزیونی را که هیچوقت نمیدیدم عوض نکردم تا آن تبلیغ دوباره تکرار شود...
دوباره دوربین از پاهایش رفت بالا,.دوباره نگاه من هم به دنبالش...
خودش بود...
همکلاسی عزیز من شده بود مدلینگ!! و در شبکه ماهواره ای از اندامش برای تبلیغ گن لاغری استفاده میکردند...
مردی هم که کنارش ایستاده بود همسرش نبود!
نخواستم قضاوت کنم فقط آرام لب زدم: "دنیاست دیگه "
و با ریموت تی وی را خاموش کردم...
+...!
برچسب:
نویسنده: زهرا میرزایی