نخودی خندید...
دلم رفت برای خنده هایش,برای چشمهای قهوه ای و درشتش..
مغنه سفیداش را با غرغر از سرش کشید و گفت: اه خفه شدم.. مدرسه رو دوس ندارم ماکارانی میخوام...
خندیدم از ته دل...
+دلم همیشه از این مهمانهای اسمال سایز میخواهد... :)))
برچسب: مینیمال,
نویسنده: زهرا میرزایی