خرید بک لینک
_ یه جوری خوشگلی انگار نه انگار مام آدمیم...

نخودی خندید...
دلم رفت برای خنده هایش,برای چشمهای قهوه ای و درشتش..

مغنه سفیداش را با غرغر از سرش کشید و گفت: اه خفه شدم.. مدرسه رو دوس ندارم ماکارانی میخوام...


خندیدم از ته دل...

+دلم همیشه از این مهمانهای اسمال سایز میخواهد... :)))


برچسبها: روزنوشت, خانم فئودال

برچسب: مینیمال, نویسنده: زهرا میرزایی تاريخ: جمعه 19 آبان 1396 ساعت: 20:22

صفحه بندی