خرید بک لینک
زندگی و جوانیم در حال گذر است... 

سخت... 

تنها...

غم انگیز...

حسرت بار ... 

پر از ترس و کابوس...

تاریک...

اما هنوز ناامید نشده ام... 

هنوز به باریکه ی نوری که خود را از کنار پنجره در اتاقم جا میکند خیره میشوم. ...

هنوز پنجره را باز میکنم و خورشید راتماشا میکنم, چشم هایم را میبندم و به لکه های سیاه پشت پلک هایم که در حال جنب و جوش اند لبخند میزنم... 

+ نمیتوانم و نباید ناامید باشم! 

برچسب: نویسنده: زهرا میرزایی تاريخ: پنجشنبه 28 تير 1397 ساعت: 13:18

صفحه بندی